دسته: دسته‌بندی نشده

دریای چشمانت …

یادت هست ؟ قرارمان را می گویم ! همان انتهای چشمانت ؟ آنجایی که فقط من بودم و من تنهای تنها و تو … آری تو همه چیز بودی آنجا !زمان , زمین,هوا و...

به دنبال ردی از تو…

از نیمه شب گذشته است غرق میشم در خانه ای که روزگاری متعلق به ما بود به من و تو چه اشکها که در میان این صفحات خانه ریخته ام چه لبخندها که لابه...

میخواهم برای تو ….

میخواهم برای تو هوا را بگیرم تا ریه هایت پر شود از عطرِ خوشِ عاشقی می خواهم برای تو خورشید را بگیرم تا تنور دلت گرم بماند می خواهم برای تو ماه را از...

ای از من به من نزدیک تر

بی اختیار در شلوغی های این شهر هزار چهره در رویا فرو میروم رویایی شیرین که از همه ی حقیقت ها زیبا تر است خودم را مرور میکنم از زمانی که تو شده ام...

وجود تو

عطر ِ وجودت پخش شده در حوالی دلم با هر نفس تو را در مقابل ِدیدگانم می یابم که چگونه جاری شده ای در سراسر ِ خیالم به هر طرف که می نگرم عشقت...

با من بگو از عشق

با من بگو از عشق تو خوب میدانی که عشق چیست آنگاه که نگاهت را به نگاهم می دوزی بی هوا بوسه ای مهمان گونه هایم می کنی با من بگو از عشق تو...