برچسب شده: عشق

0

تو رسیدی …

مگر چشمانت چه دارند که من ِ سرگردان در این شهر را سر به راه عشقِ تو می کنند چشمانت دریایی پر تلاطم است که با امواج خروشانش مرا به میعادگاه آغوش تو می...

0

تــــُــــو …..

  وقتی یار دلبرانه با خنده روی لبانش با عشق در چشمانش در میان باران صبحگاهی صبح شنبه ات را آغاز می کند آن شنبه سوگلی روزهای هفته می شود حتی دل انگیزتر از...

0

تو که آمدی…

تو که آمدی بوی عطرت در میان هوا پیچید تهران دوباره برایم بهشت شد و خیابان ها لبریز از حس بودنت تو که آمدی نبض احساسم را بدست گرفتی و طبع شاعرانه م گل...

0

از مغرب تا مشرق عشق با تو

حضورت معجزه ای از طرف خداوند است زمانی که هیچ داشته ای در دنیا نمیتواند گره از عقده ی دل بگشاید تنها حضورت و یادت مرحمی است برای این دل حضوری بی منت و...