برچسب شده: دیدار

0

اردی به عشق… چه خوش آمدی

  اول ِ اردی بهشت باران بارید چکاوکان نغمه عشق در شهر سر دادند دستم در دستان گرمت من بودم و نگاه پر رمزت اردی بهشت دوباره آمد تا حال ِ خوش ِ عاشقی...

0

تو رسیدی …

مگر چشمانت چه دارند که من ِ سرگردان در این شهر را سر به راه عشقِ تو می کنند چشمانت دریایی پر تلاطم است که با امواج خروشانش مرا به میعادگاه آغوش تو می...

0

دیدار تو …

به دیدارت که می آیم غم هایم را در پس نگاهم پنهان می کنم رو به روی آیینه می نشینم با مداد مشکی به چشمانم جان می دهم لب های خشکیده ام را رنگی...