دلدونی

0

مرد ِ زندگی ِ من

مجنون وار در کنارم ایستادی و من را لیلی قصه ها کردی تا به شانه های محکمت تکیه کنم و عمرمی با خیال راحت شیرین ِ لحظه هایت شوم تو با لحن مردانه ات...

0

دلت که تنگش می شود …

دلت که تنگش می شود دلت که هوایش را می کند حتی اگر باران عشق از آسمان ببارد و بوی خاک باران خورده همه جا بپیچد یا عطر بهار نارنج مستت کند و چکاوکان...

0

شهر ِ عشق

تهران… شهری که در میان مردمانش تو را یافتم با تو در خیابان های شلوغش در ترافیک و پشت چرآغ قرمز های طولانی خاطره سازی کردم از چهار فصل گذشتم و دوباره به تو...

0

ای قشنگ ترین باور دنیا…..

همیشه عاشقت می مانم نمیدانم از کجا آغاز شدی از یک سوال از یک نگاه از یک اشتباه از یک نانوشته اولین بار اشک بی اختیار آمد ،ترس از دست دادنت. به راستی من...

0

دوباره منم و تو

این روزها دلم را خانه تکانی کرده ام غبار غم و غصه و کینه را از دلم زدودم همه چیز را تکاندم جز تو من و دل این روزهای پایانی سال کاری نداریم جز...

0

خاصیت عشق …

عشق زمان و مکان نمی شناسد همین که صبحت را با سلام یار بخیر میکنی خستگی های روزمره ات را از خطوط تلفن با او به در می کنی لحظات دلتنگی ات را با...

0

تو رسیدی …

مگر چشمانت چه دارند که من ِ سرگردان در این شهر را سر به راه عشقِ تو می کنند چشمانت دریایی پر تلاطم است که با امواج خروشانش مرا به میعادگاه آغوش تو می...

0

بهانه ای برای بودن

در میان روز مره گی های زندگی در هیاهوی انسان های بی روح تو تنها روح عاشقانه ای بهانه ای برای بودن تو را دوست دارم برای زلالی ات برای احساس نابت برای دلتنگی...

0

تــــُــــو …..

  وقتی یار دلبرانه با خنده روی لبانش با عشق در چشمانش در میان باران صبحگاهی صبح شنبه ات را آغاز می کند آن شنبه سوگلی روزهای هفته می شود حتی دل انگیزتر از...