دسته: یادگاری

0

مرا ببر به همان روز

مرا ببر به همان روز همان ساعت و همان خیابان که تو عابر بودی و ُ من ناشناس. بار دیگر برگرد و نگاهم کن این آخرین تصویری ست که از خود به یاد دارم

0

هنوز هم برای تو می نویسم

هنوز هم عاشقانه هایم را عاشقانه برای تو می‌نویسم… هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف می‌زنم… هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است… این روزها دیگر پشت پنجره می‌نشینم و به استقبال...