دسته: دست نویس

0

پر ِ پرواز …

برای پریدنت مرا بال و پر میدانی که پر ِ پروازت شده ام اما نمیدانی… تو آسمان ِ آبی ِ منی که می توانم آزادانه همچون چکاوک عاشق در حوالی آغوشت اوج بگیرم و...

0

یکی باید باشد …

برای دیوونه بازیا شیطنتای دخترانه قهقه زدنای از ته دل خنده های از سر ذوق نیم نگاه های عاشقانه برای روزهای خشک پاییز اهنگ گوش دادن تو ترافیک دلبری های جانانه اب انار هوسانه...

0

حضوری بی منت

بی منت بر من جاری شدی مانند یک رود بر دشتی خشکیده بی منت بر من تابیدی مانند خورشید بر تن سرد دشت بی منت بر من باریدی مانند بارانی بردل گیاهی بی رمق...

0

مستم از با تو بودن

در میان لحظات عاشقانه لای بازوانت که مرا محکم گرفته اند در حضور نگاهت که در چشمانم نقش بسته اند در هجوم هرم نفس هایت که صورتم را گرم می کند آرام حالت را...

0

نگاهت اکسیر حیات من است

نگاهت قوی ترین انرڗی دنیا را به من میدهد آنگاه که خستگی احاطه ام میکند درمانده از روز مره گی ها و هیاهو های این دنیا درـمیان بدی های انسان ها و تمام انرژی...

0

من ساده دوستت دارم

من ساده دوستت دارم مانند تمام نوشته هایم مانند تمام نبودن هایم مانند تمام اخم و خنده هایم من ساده ام و ساده دوستت دارم سادگی خوب است خدا انسان را ساده آفرید سادگی...

0

اینجا منم و یه عالمه یاد تو

هنوز بعد از اینهمه مدت این خونه یکم برام غریبه است شاید بخاطر ردپای خاطراتت قبلت هست که عجیب تو این خونه حسشون میکنم اما مطمئنا جای خوبی هست برای دردلای من زمانی که...

0

دلم تو را می خواهد

دلم تو را می خواهد مثل خواب ظهر تابستان …..دلم میخواهدت مثل هوای پاک روستا …..دلم  تو را می طلبد مثل دانه ی پنهان در دل خاک به انتظار بهار….دلم میخواندت چون چکاوکان عاشق...

0

نوری از خدا

نهیب دل  میچرخاند هم قلمم را هم زبانم را می گوید بنویس بنویس  و پروا نکن از  خروشی بی انتها از عمق دوست داشتن تا شاید  در این قهقری تنهایی انسانها برای کسی که دوستش...

1

ای تو بهانه

آمدم تا برایت بنویسم اما طعم گس خاطرات گذشته ات جوهر قلمم را خشکاند … نمیدانم چرا هنوز خیره به صفحات مانده ام انگار نور عشقی از آخرین نوشته ات بر من می تابد … و...