دسته: دست نویس

0

خیال ِ بودنت

این روزها هوا عطر بهار دلکش دارد و من دلتنگتر از همیشه یادت را در آغوش می گیرم بوی تنت سیگار ِ تندت طعم ِ شیرین ِ لب هایت لذت هم آغوشی با تو...

0

دیدار تو …

به دیدارت که می آیم غم هایم را در پس نگاهم پنهان می کنم رو به روی آیینه می نشینم با مداد مشکی به چشمانم جان می دهم لب های خشکیده ام را رنگی...

0

از مغرب تا مشرق عشق با تو

حضورت معجزه ای از طرف خداوند است زمانی که هیچ داشته ای در دنیا نمیتواند گره از عقده ی دل بگشاید تنها حضورت و یادت مرحمی است برای این دل حضوری بی منت و...

0

پنجشنبه های قرمز …

پنجشنبه ها دوباره باید عاشق شد دوست داشتنت را آرام لبه پنجره احساس می نشانم عشق و امید را در گوشش زمزمه می کنم و با دنیایی از عاشقانه هایم رنگ قرمز می پاشم...

0

تو پیام آور عشقی

چشمانت…. آرامش نهفته در عمق نگاهت… مثل یک معجزه از سمت خدا بر دل بی قرارم نازل می شوند و تو می شوی پیام آور عشق و امید در روزگاری که من گریزانم از...

0

دخترک سر به هوا

من در کنار تو و هرم نفس هایت حس آن دخترک سر به هوا را دارم که با دیدن معشوقه اش دنیا را از یاد می برد و موهای مشکی اش را از زیر...

0

من بهت محتاجم….

دلم سخت تنگته ….تنگ حرفای پر از احساست ….تنگه قلم نابت …..تنگه دستای گرم و مهربونت ….که همه رو یکجا ازم دریغ کردی و به روی خودتم نمیاری لطفا کمی مهربونتر باش …..من بهت...

0

صدایش برایم کافی بود….

صدایش برایم کافی بود که همچون باران غم از آینه دلم بزداید و جایش برق عشق را در چشمانم یک منحنی زیبا بر لبانم و دنیایی از حال خوب در قلبم بنشاند صدایش برایم...

0

عشق ِ دل است او…

بعضی از آدمها می آیند تا به تو ثابت کنند روزهای قبل از او هرگز زندگی نکرده ای هرگز عاشق نبوده ای و لحظات بی او توهمی بیش نبوده و وقتی که هست عشق...

0

پاییز حکایت عاشقیست

درست در وسط پاییز نشسته ام نه کمی جلوتر و نه کمی عقب تر از اینجا که نگاهت می کنم در میان برگریزان پاییزی لابلای نسیم خنکی که موهایم را نوازش می کند تو...