دسته: دست نویس

0

مرا ببوس تا بی نهایت عشق

میبوسی میبویی و می گویی بوسه هایت مانند نغمه های عشقند مانند عشق بازی چکاوکان عاشق در فصل بهار مانند نوازش گل بوسه هایت عجیب مزه میدهد طعمی که هیچ عسلی ندارد معجونی است...

0

ببار ای برف…

برف می بارد دستان من هنوز عطر خوش تو را دارد در میان سپیدی برف قدم می زنم لحظه های دیدار برفی را مرور میکنم برف عاشقانه های ما را در خود جا داده...

0

ماه شبهای تاری به همان روشنی

در تاریکی مطلق و تاری شبهای سرد چنان گرمی بخشی که همه وجودم را می سوزانی بودنت شعریست در دیوان عشق هر فالی که میزنم بر این دیوان نشان از روی تو دارد به...

0

خیال ِ بودنت

این روزها هوا عطر بهار دلکش دارد و من دلتنگتر از همیشه یادت را در آغوش می گیرم بوی تنت سیگار ِ تندت طعم ِ شیرین ِ لب هایت لذت هم آغوشی با تو...

0

دیدار تو …

به دیدارت که می آیم غم هایم را در پس نگاهم پنهان می کنم رو به روی آیینه می نشینم با مداد مشکی به چشمانم جان می دهم لب های خشکیده ام را رنگی...

0

از مغرب تا مشرق عشق با تو

حضورت معجزه ای از طرف خداوند است زمانی که هیچ داشته ای در دنیا نمیتواند گره از عقده ی دل بگشاید تنها حضورت و یادت مرحمی است برای این دل حضوری بی منت و...

0

پنجشنبه های قرمز …

پنجشنبه ها دوباره باید عاشق شد دوست داشتنت را آرام لبه پنجره احساس می نشانم عشق و امید را در گوشش زمزمه می کنم و با دنیایی از عاشقانه هایم رنگ قرمز می پاشم...

0

تو پیام آور عشقی

چشمانت…. آرامش نهفته در عمق نگاهت… مثل یک معجزه از سمت خدا بر دل بی قرارم نازل می شوند و تو می شوی پیام آور عشق و امید در روزگاری که من گریزانم از...

0

دخترک سر به هوا

من در کنار تو و هرم نفس هایت حس آن دخترک سر به هوا را دارم که با دیدن معشوقه اش دنیا را از یاد می برد و موهای مشکی اش را از زیر...

0

من بهت محتاجم….

دلم سخت تنگته ….تنگ حرفای پر از احساست ….تنگه قلم نابت …..تنگه دستای گرم و مهربونت ….که همه رو یکجا ازم دریغ کردی و به روی خودتم نمیاری لطفا کمی مهربونتر باش …..من بهت...