دسته: دست نویس

0

هوای ابری دل…

دل ِ من و آسمون عجیب بهم راه داشت …هر دو ابری بودیم ….پر از بغض ‌…. تا اینکه آسمون ترکید …. اشکهای بارونی شو فرستاد رو زمین امروز با بارونش خلوت کردم….گفتم منم...

0

دلگیرم ….

همیشه فکر می کردم برای پریدنت پر ِ پروازم برای درددل هایت محرم رازم برای خستگی هایت جان پناهم و برای بی قراری هایت آرامش محضم اما گاهی برای پریدنت نیاز به بال و...

0

انتظار آمدنت

چشم بر هم نزدم تا از راه برسی و عطر تنت آرام دل ِ بی قرارم شود اما شبی پر از نبودنت پر از نداشتنت و خالی از وجودت به انتظار آمدنت گذراندم و...

0

مرد ِ زندگی ِ من

مجنون وار در کنارم ایستادی و من را لیلی قصه ها کردی تا به شانه های محکمت تکیه کنم و عمرمی با خیال راحت شیرین ِ لحظه هایت شوم تو با لحن مردانه ات...

0

دلت که تنگش می شود …

دلت که تنگش می شود دلت که هوایش را می کند حتی اگر باران عشق از آسمان ببارد و بوی خاک باران خورده همه جا بپیچد یا عطر بهار نارنج مستت کند و چکاوکان...

0

شهر ِ عشق

تهران… شهری که در میان مردمانش تو را یافتم با تو در خیابان های شلوغش در ترافیک و پشت چرآغ قرمز های طولانی خاطره سازی کردم از چهار فصل گذشتم و دوباره به تو...

0

ای قشنگ ترین باور دنیا…..

همیشه عاشقت می مانم نمیدانم از کجا آغاز شدی از یک سوال از یک نگاه از یک اشتباه از یک نانوشته اولین بار اشک بی اختیار آمد ،ترس از دست دادنت. به راستی من...

0

دوباره منم و تو

این روزها دلم را خانه تکانی کرده ام غبار غم و غصه و کینه را از دلم زدودم همه چیز را تکاندم جز تو من و دل این روزهای پایانی سال کاری نداریم جز...

0

خاصیت عشق …

عشق زمان و مکان نمی شناسد همین که صبحت را با سلام یار بخیر میکنی خستگی های روزمره ات را از خطوط تلفن با او به در می کنی لحظات دلتنگی ات را با...