دسته: دست نویس

0

‎شب که فرا می رسد

‎شب که فرا می رسد اندیشه دوست داشتنت در حوالی سرم پرسه می زند زمین در زیر سایه امن ماه به خواب فرو رفته در سکوت ِ شب راز ِ عشقت را با ستارگان...

0

و عشق تنها راه نجات

‎و عشق فقط عشق تنها راه نجات ماست تا برای لحظاتی در کنار هم دیوانگی کنیم و با بوسه ای پرت شویم در خیال هم نغمه های عاشقی سر دهیم و ندانیم در کجای...

0

عشقت را در دلم دارم

عشقت را در دلم دارم اما چشمانم برق میزنند میبینی چه جدالیست بین دلم و چشمانم دلم را برده ای و برق چشمانم مرا در میان مردمان شهر رسوا می کند این عشق به...

0

صدای شرشر چشمانت ….

روی صندلی تکیه میزنم خورشید سرش را از پشت کوه ها بیرون آورده و صورتم را با نورش نوازش می دهد چشمانم را میبندم و با نوازش خورشید به عمق عطر موهایت می روم...

0

کمی نزدیک بیا

کمی نزدیک بیا تا چشمانت بهتر ببیند ببینی کسی هست که عاشقانه هایش را برای تو میگوید کسی هست که بی پروا دوستت دارد کافیست کمی نزدیک تر شوی کمی نردیک تر از نزدیک...

0

دلتنگی

دلتنگیزمان و مکان نداره وقتی نباشه هر غروب، عصر جمعست خیابون های شهر غریب ترین جای دنیاست شنیدن هر آهنگ مشترک خاطرات رو شخم میزنه و یاد نگاهش بغضت رو می شکنه دلتنگی دردیست...

0

بغلم کن … بغلم کن

  بغلم کن بگذار جز صدای قلبت هیچ صدایی گوشم را نخراشد بغلم کن بگذار جز گره دستانت هیچ گره ایی مرا نیازارد بغلم کن بگذار جز برق نگاهت چشمانم به هیچ نگاهی نرسد...

0

دوباره عشق در دلم می کاری

دستانم را به دستانت می سپارم و در این شهر ِ شلوغ و پر همهمه با تو راهی دیار عشق می شوم دیاری که فقط من هستم و تو صدایت زیباترین موسیقی متن می...