دسته: دست نویس

0

صدای شرشر چشمانت ….

روی صندلی تکیه میزنم خورشید سرش را از پشت کوه ها بیرون آورده و صورتم را با نورش نوازش می دهد چشمانم را میبندم و با نوازش خورشید به عمق عطر موهایت می روم...

0

کمی نزدیک بیا

کمی نزدیک بیا تا چشمانت بهتر ببیند ببینی کسی هست که عاشقانه هایش را برای تو میگوید کسی هست که بی پروا دوستت دارد کافیست کمی نزدیک تر شوی کمی نردیک تر از نزدیک...

0

دلتنگی

دلتنگیزمان و مکان نداره وقتی نباشه هر غروب، عصر جمعست خیابون های شهر غریب ترین جای دنیاست شنیدن هر آهنگ مشترک خاطرات رو شخم میزنه و یاد نگاهش بغضت رو می شکنه دلتنگی دردیست...

0

بغلم کن … بغلم کن

  بغلم کن بگذار جز صدای قلبت هیچ صدایی گوشم را نخراشد بغلم کن بگذار جز گره دستانت هیچ گره ایی مرا نیازارد بغلم کن بگذار جز برق نگاهت چشمانم به هیچ نگاهی نرسد...

0

دوباره عشق در دلم می کاری

دستانم را به دستانت می سپارم و در این شهر ِ شلوغ و پر همهمه با تو راهی دیار عشق می شوم دیاری که فقط من هستم و تو صدایت زیباترین موسیقی متن می...

0

الماس کوه نوری

مانند پادشاهی با جلال و جبروت که تمام هستی از شرق تا غرب از شمال تا جنوب ملک اوست شده ام بی نیاز از هر کس و هر چیز و مهر این پادشاهی اعتبار...

0

خداحافظ اردیبهشت …

  و اردی بهشت پاورچین پاورچین از دل بهار عبور می کند و طعم عاشقانه هایش را در عمق وجودمان جای می گذارد کافیست یک نفس عمیق بکشی عاشقانه هایی از جنس باران با...

0

دوست داشتنت

  دوست داشتنت چای نیست که از دهن بیفتد باران نیست که بند بیاید خورشید نیست که غروب کند گل نیست که پژمرده شود دوست داشتنت خون جاری در رگهای من است که جان...