دسته: دفتر شعر

0

وقتی تو نیستی …

لحظات دلگیرن … هوای دل ابریست … درست مثل عصر جمعه … مثل غروب پاییزی… بغض های پنهانی. .. لبخندهای مصنوعی… همه و همه جای خالی ات را به رخم می کشند …

0

باران عشق

  دست هایت را به من بده این هوای بارانی قدم های دو نفره ما را کم دارد بیا و در این باران عشق عاشقانه ها را برایم نجوا کن تا دوباره جوانه بزنم…...

0

ای دوست کجایی ؟

من با همه‌ی درد جهان ساختم اما با درد تو هر ثانیه در حال نبردم تو دور شدی از من و با این همه یک عمر من غیر تو حتا به کسی فکر نکردم...

0

دوست داشتن و ترس

من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم! دین را دوست دارم ولی از كشیش ها می ترسم! قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم! عشق را دوست...

0

خداوندا به دلهای شکسته…

  خداوندا به دلهای شکسته به تنهایان در غربت نشسته به مردانی که در سختی خموشند برای زندگانی، جان میفروشند همه کاشانه شان خالی زقوت است سخنهاشان نگاهی در سکوت است به طفلانی که...