نویسنده: زندگی ِ او

0

دستانت مسکن دردهای من

  هنوز انرژی دستانت را پس از هر بار خداحافظی حس میکنم عشقت را از دستان ظریفت حس میکنم مانند روز اول روزی که با دستانت عشق را به جانم ریختی هنوز هم با...

0

هنوزم دوستت دارم

هنوزم وقتی میخندی دلم پر از قاصدک های عاشق میشه که پیام دلدارشونو با نازو کرشمه میبرن هنوزم کنارت آرامش میگیرم آرامشی که خوابم میبره خوابی که تو روزهای عادی شاید با هزاران غلط...

0

بی تفاوت دوستت دارم

دوست داشتن تو بی دلیل است تورا دوست داشتن دلیل نمیخواهد تو را بی دلیل دوستت دارم از آن دوست داشتن های ناب ازآنهایی که هر جای خوب یادت کنارم هست هر جای سختی...

0

ای از من به من نزدیک تر

بی اختیار در شلوغی های این شهر هزار چهره در رویا فرو میروم رویایی شیرین که از همه ی حقیقت ها زیبا تر است خودم را مرور میکنم از زمانی که تو شده ام...

0

صدای شرشر چشمانت ….

روی صندلی تکیه میزنم خورشید سرش را از پشت کوه ها بیرون آورده و صورتم را با نورش نوازش می دهد چشمانم را میبندم و با نوازش خورشید به عمق عطر موهایت می روم...

0

کمی نزدیک بیا

کمی نزدیک بیا تا چشمانت بهتر ببیند ببینی کسی هست که عاشقانه هایش را برای تو میگوید کسی هست که بی پروا دوستت دارد کافیست کمی نزدیک تر شوی کمی نردیک تر از نزدیک...

0

الماس کوه نوری

مانند پادشاهی با جلال و جبروت که تمام هستی از شرق تا غرب از شمال تا جنوب ملک اوست شده ام بی نیاز از هر کس و هر چیز و مهر این پادشاهی اعتبار...

1

فریادی بی صدا

با صدایی خاموش فریاد میکنم این عشق را بهانه میگیری و نمیشنوی فریاد خاموشم را چشمانت را ببند و سراسر گوش باش دستت را به دستانم بسپار و دل را به فراسوی وجود من...