نویسنده: deldoni

0

ستاره ی زمینی ام

پنجره را باز میکنم و چراغها را خاموش نسیم خنک بهاری با صدای جیرجیرک ها که مانند شبگردهای قدیم  هر از گاهی صدایشان همه ی کوچه راپرمی کند نوازشگر گوشم می شود چشمانم را...

0

داشتنت بهترین امید به زندگی

در واپسین لحظات نیستی وجودت چنان سرزمین تاریک دلم را روشن میکند که بیابان وجودم به سبزه زاری بهاری با بوی سبزه و باران تبدیل می شود نبودی و نیستی بود آمدی و هست...

0

ای قشنگ ترین باور دنیا…..

همیشه عاشقت می مانم نمیدانم از کجا آغاز شدی از یک سوال از یک نگاه از یک اشتباه از یک نانوشته اولین بار اشک بی اختیار آمد ،ترس از دست دادنت. به راستی من...

0

بهانه ای برای بودن

در میان روز مره گی های زندگی در هیاهوی انسان های بی روح تو تنها روح عاشقانه ای بهانه ای برای بودن تو را دوست دارم برای زلالی ات برای احساس نابت برای دلتنگی...

0

سرمایه ای گرانبها ……

هر کسی برای زندگی خود سرمایه ای دارد هم سرمایه های مادی هم معنوی برخی بالاترین سرمایه را دارند خدا و این سرمایه جاویدان و عشق ابدی اما من جدای از همه ی اینها...

0

مرا ببوس تا بی نهایت عشق

میبوسی میبویی و می گویی بوسه هایت مانند نغمه های عشقند مانند عشق بازی چکاوکان عاشق در فصل بهار مانند نوازش گل بوسه هایت عجیب مزه میدهد طعمی که هیچ عسلی ندارد معجونی است...

0

ماه شبهای تاری به همان روشنی

در تاریکی مطلق و تاری شبهای سرد چنان گرمی بخشی که همه وجودم را می سوزانی بودنت شعریست در دیوان عشق هر فالی که میزنم بر این دیوان نشان از روی تو دارد به...

0

از مغرب تا مشرق عشق با تو

حضورت معجزه ای از طرف خداوند است زمانی که هیچ داشته ای در دنیا نمیتواند گره از عقده ی دل بگشاید تنها حضورت و یادت مرحمی است برای این دل حضوری بی منت و...

0

حضوری بی منت

بی منت بر من جاری شدی مانند یک رود بر دشتی خشکیده بی منت بر من تابیدی مانند خورشید بر تن سرد دشت بی منت بر من باریدی مانند بارانی بردل گیاهی بی رمق...