دلدونی

0

دلم تنگ است…

دلم تنگ است برای تو برای گرمی دستانت در هوای سرد امامزاده هاشم برای نوازش های دستانت دلم تنگ است برای خنده هایت برای چشمان زیبایت دلم تنگ است برای عطر وجودت برای نرمی...

0

سلام خورشید خانم …..

اول صبح زمستان سوز سرد برف و یخ زدگی معابر افقی روشن در انتظار طلوع خورشید تا تن یخ زده هستی را گرم کند و دوباره زندگی آغاز شود به راستی اگر خورشید نباشد...

0

تنور دلم

نمیدانم چندین برف زمستان را با تو دیده ام اما خوب می دانم که تنور دلم همیشه با تو گرم است و شعله ور

0

حس ِ عمیق ِ بودنت

سوز سرد ِ زمستان کار سازنیست آن زمان که مهرت گرما بخش روزهای من است و حس ِ عمیق ِ بودنت نبض ِ زندگی من است وقتی در تمام لحظاتم حضور داری و زیباترین غایبی

0

بغلم کن

بغلم کن بگذار هرم نفسایت شعله ور کند روح یخ زده ام را بغلم کن بگذار رد ِ تمام ِ زنانگی هایم در تن تو جا بماند  

0

من چه ساده خوشبختم

زندگی ِ من خلاصه می شود در عطر تنت و پیرهن آبیت …. و من چه ساده خوشبختم که در میان تمام عطرهای گران قیمت شهر از آن همه عطر ِ فرانسوی ِ ماندگار...

0

ریشه زدی در میان جان و جهانم

نگاهت را می خواستم برای یک عمر دلدادگی دستانت را میخواستم برای عبور از هر چه که آزارم میداد هرم نفس هایت را میخواستم برای روزهای سرد زمستانی و آغوشت را میخواستم برای رها...

0

وقتی طعم سیب میدهی

سیب روز اول آشنایی سیب ی که حسرت گاز از آن را داشتم سیبی که ارزش رانده شدن از بهشت را داشت سیب عاشقانه ها هنوز هم دوست دارم برایت سیب درست کنم شیرین...