دلدونی

0

ریشه زدی در میان جان و جهانم

نگاهت را می خواستم برای یک عمر دلدادگی دستانت را میخواستم برای عبور از هر چه که آزارم میداد هرم نفس هایت را میخواستم برای روزهای سرد زمستانی و آغوشت را میخواستم برای رها...

0

وقتی طعم سیب میدهی

سیب روز اول آشنایی سیب ی که حسرت گاز از آن را داشتم سیبی که ارزش رانده شدن از بهشت را داشت سیب عاشقانه ها هنوز هم دوست دارم برایت سیب درست کنم شیرین...

0

مرا بار دگر متولد کردی

تو همانی که مرا بار ِ دگر متولد کردی تا با عشق از نو زاده شوم تا در حصار ِ امن آغوشت حس کنم دختر ۱۵ ساله ای هستم که تازه طعم ِ شیرین...

0

در حصار ِ بغلت

در حصار ِ بغلت حس مالکیت دارم عطر ِ تنت گرمای ِ نفست و برق ِ نگاهت همه برای من و عناصر زندگی ِ من است تو و همه وجودت را می خواهم برای...

0

بنده ی تو شده ام

نیمه شب است و من در این خلوت شبانه لابلای بزم ماه و ستارگان در میان دست نوشته هایت خودم را گم می کنم به راستی تو از کجا آغاز شدی بر من که...

0

آفتاب نگاهت برمن تابید

آفتاب نگاهت برمن تابید حالا نگاه کن مرا که چگونه با وجودت تن یح بسته ام در روزهای پاییز بهاری و افتابی شد نگاه مرا که چگونه عشقت جاری شد در روزهای سرد زندگیم...

0

دستانت مسکن دردهای من

  هنوز انرژی دستانت را پس از هر بار خداحافظی حس میکنم عشقت را از دستان ظریفت حس میکنم مانند روز اول روزی که با دستانت عشق را به جانم ریختی هنوز هم با...

0

بیا به بالینم بنشین

بیا به بالینم بنشین من از رسیدگی تو از هرم نفس های گرمت از نگاه پرشور عاشقانه ات تیمار می شوم بیا به بالینم بنشین من از احوالپرسی تو از اعجاز کلماتت از دردت...

0

هنوزم دوستت دارم

هنوزم وقتی میخندی دلم پر از قاصدک های عاشق میشه که پیام دلدارشونو با نازو کرشمه میبرن هنوزم کنارت آرامش میگیرم آرامشی که خوابم میبره خوابی که تو روزهای عادی شاید با هزاران غلط...